ارین مورگنسترن در حالی که می نوشت "دریای بی ستاره" به مدت 2 سال اینترنت نداشت.

رزرو تبلیغــات

تعرفه تبلیغات
logo
تعرفه تبلیغاتتعرفه تبلیغات

شمـا میتوانیــد برای دیافت آخرین مطالب و آگاهی از آخریـن اخبــار موزیـک در ایمیـــل خـود در خبــرنامـه ثـبت نـام کنــید

چندی نگذشت که اولین کتاب ارین مورگنسترن با عنوان " The Circus Night" در سال 2011 منتشر شد ، وی با سؤالاتی درباره کتاب بعدی خود بمباران کرد. این کتاب دوم سالها به طول می انجامد - در واقع ، آنقدر طولانی که برخی از افراد در توییتر او را "تعجب یک ضربه ای" خواندند - و بسیاری از پیش نویس ها برای تکمیل ، اما در نهایت دریای بی ستاره در اینجا است.


"این همان وحشت رمان مدرن است!" او با خنده می گوید.

شب سیرک هفت هفته را در لیست پرفروش های نیویورک تایمز گذراند و به 37 زبان ترجمه شد. اقتباس فیلم در کارهاست ، توسط همان مرد ساخته شده که حقوق فیلم را برای سریال هری پاتر تضمین کرده است. به سراغ #TheNightCircus در Tumblr یا Instagram بروید و خواهید دید که طرفداران این کتاب به اندازه طرفداران سری JK Rowling اختصاص دارند.

او می گوید: "شما باید زندگی بسیار بزرگی برای زندگی داشته باشید." باید سعی می کردم تا آنجا که می توانم فراموش کنم. "
این همه برای مورگنسنتر تعجب آور بود. او می گوید: "من فکر کردم این یک کتاب عجیب است که شاید چند نفر از افراد عجیب دوست داشته باشند و این خوب است." مطمئناً بیش از چند نفر عجیب وجود دارد. دو میلیون نسخه کتاب فقط در ایالات متحده به فروش رسیده است.

که آزاد کردن پیگیری حتی سخت تر می شود.

او می گوید: "شما باید زندگی بسیار بزرگی برای زندگی داشته باشید." باید سعی می کردم تا آنجا که می توانم فراموش کنم. "


راه حلش؟ توییتر را وارد سیستم شوید و اینترنت را نادیده بگیرید. او وقتی در سال 2016 به همراه همسرش به برکشیز ، در غرب ماساچوست رفت ، توانست همه سر و صداهای خود را غرق کند.

او می گوید: "ما دو سال کابل یا اینترنت نداشتیم." وی گفت: "در آن پنجره 2016 تا 2018 داشتن کابل یا اینترنت خیلی عجیب و غریب بود. اما از طرف مثبت ، واقعاً این امکان را برای من فراهم کرد تا وارد یک ذهنیت شوم که فقط من و این کتاب و من نیستم." باید درمورد آنچه در خارج از این ساختمان است و آنچه را که مردم در توییتر برای من می گویند فکر کنید ، زیرا من در حال حاضر خدمات کافی برای بررسی توییتر ندارم! "

فقدان سرویس سلول در خانه جدید او برای نوشتن ، بازنویسی و سرانجام پایان دادن به آن رمان نویسنده "وحشتناک" وحشتناک: دریای بی ستاره .

جلد The Starless Sea ، دومین رمان طولانی مدت از نویسنده The Night Circus Night (نویسنده سیرک شب) Erin Morgenste.
رمان ارزش انتظار دارد. در هسته آن ، دریای بی ستاره داستانی است درباره داستان. مراکز اصلی داستان در مورد زاخاری ، دانشجوی فارغ التحصیل در ورمونت است که یک کتاب بسیار قدیمی از افسانه ها را کشف می کند ، که به طرز مرموزی داستانی را در مورد کودکی خود در بر می گیرد. زاخاری ، شگفت زده و گیج شده ، می فهمد چگونه زندگی او در كتابی قرن پیش به پایان رسید و در طی این روند ، دنیای جادویی زیرزمینی را کشف می كند - كتابخانه ای با موزه هنری - به نام دریای بی ستاره.

مورگنسترن می گوید: "هنگامی که من نوشتن کتاب را شروع کردم ، فکر کردم که بسیار در مورد کتاب ها باشد و به یک کتاب در مورد داستان ها تبدیل شد." او می خواست این ایده را بپذیرد كه زندگی لازم نیست "داستان" شود ، با وجود اینكه افراد زیادی به جستجوی "آن قوس و مرتب بودن" داستانها در زندگی خود می پردازند.

من با مکانی در ذهنم شروع می کنم و روند نوشتن من در تلاش برای یافتن روایتی است که می تواند داستان آن مکان را بازگو کند.
وی می گوید: "در بعضی مقاطع ، نوشتن این مقاله بزرگ و گسترده در مورد این ایده های غول پیکر دشوار بود ، و سعی کنید تا حتی به صورت مبهم منسجم باشد."

Sea Starless به عنوان عاشق کسانی است که کتاب را دوست دارند و یک حماسه فانتزی جذاب. مورگنسترنت داستانهای مختلفی را متعادل می کند ، که برخی از آنها در یک جهان کاملاً تخیلی تنظیم شده است ، برخی دیگر در دنیایی که برای خود ما بسیار آشناست.


وقتی از من سؤال کردم که چگونه او کتابی را مثل این ترسیم می کند ، مورگنسترن می خندد و می گوید: "شما این کار را نمی کنید."

او می گوید: "من نقشه کش نیستم. من از جایی در ذهنم شروع می کنم و روند نوشتن من در تلاش برای یافتن روایتی است که می تواند داستان آن مکان را بیان کند. این یکی مدت طولانی یک ظروف سرباز یا مسافر بزرگ بود و احتمالاً من کل مطالب را بیش از سه یا چهار بار نوشتم. این خیلی بیشتر از آن چیزی بود که من به آن نیاز داشتم با داستان بیشتر روبرو شدم و سپس آنرا فریب دادم تا بفهمم قطعات مهم کجا هستند. "

او می گوید ، دنیای جادویی دریای بی ستاره ، "فقط در ذهن او ظاهر شد."

او می گوید: "مثل این است که شما یک مکان رویایی داشته باشید ، و این در خواب شما معنی دارد. وقتی بیدار می شوید ، فهمیدید که آن مکان چیست؟ "

از آنجا ، او تلاش کرد تا همه جنبه های جهان را درک کند. او می گوید: "وقتی این فقط یک نوع معماری خیالی است ، من همیشه سعی می کنم هر سطحی را که می توانم کشف کنم." "این فضای بو چطور است؟ چگونه روشن است؟ واقعاً چه احساسی دارد که در آن حضور داشته باشم؟ زیرا این به من کمک می کند تا وارد آن شوم."

مورگنسترن می گوید عطر و روشنایی برای ایجاد یک دنیای خیالی مهم است. "رایحه به خصوص در نوشتن خیلی کم است زیرا نویسندگان به ندرت توصیف می کنند که چطور بو می دهند. من زمانی که یک تئاتر در دانشگاه بودم ، دانشجوی طراحی نورپردازی بودم و بنابراین همیشه به آن فکر می کنم. نورپردازی حال و هوای یک فضا را تغییر می دهد. خیلی مهیج! اتاق روشن شده با چراغهای فلورسنت سربار احساس می کند خیلی متفاوت از همان اتاقی که با شمع روشن شده است باشد.


رمان همچنین "واقعی" احساس می کند زیرا شخصیت اصلی آن را انجام می دهد. زاخاری درباره همه اتفاقاتی که برای او رخ می دهد اظهار نظر می کند ، همانطور که هر کسی که تا به حال یک رمان فانتزی خوانده و سپس به شخصیت اصلی یک رمان فانتزی تبدیل شود. "آیا این یک تلاش است یا یک تلاش فرعی؟" او در یک لحظه از خود می پرسد. در صحنه دیگری با شیشه ای روبرو می شود که با کلمه "نوشیدنی" حک شده است. مورگنسترن می نویسد: "زاخاری هشدارهای بی نظیر پری را در مورد خوردن یا آشامیدن در زیرزمین ها به یاد می آورد و در عین حال می فهمد که او بسیار تشنه است." "او گمان می کند که این تنها راه پیش رو است." بنابراین او می نوشد و ادامه می دهد.

مورگنسترن توضیح می دهد: "من همیشه دوست داشتم که زاخاری آن شخصیت رمان فانتزی آگاه باشد." "این چیزی است که من شنیده ام یک بار لو گراسمن ،" چرا هری پاتر کتاب های نارنجی را خواند ؟ " او می شد در کمد خود را در زیر پله ها خواندن نارنیا! من قطعاً می خواستم آگاهی اندکی از "این عجیب باشد ، اما این آشناست."

تجربه خواندن دریای بی ستاره عجیب و آشنا خواهد بود و احتمالاً احساسات بسیاری از خوانندگان نیز برانگیخته است.

او می گوید: "امیدوارم که هر خواننده چیزی راجع به کتاب پیدا کند که شخصاً برای آنها طنین انداز شود." این یکی از بهترین بخش ها برای نوشتن برای من است: من می توانم آن را آنجا بگذارم ، اما تجربه خواندن بین خواننده مشترک است. و کتاب ، بنابراین آنها می توانند آن را خودشان قرار دهند. "


تاريخ : يکشنبه 19 آبان 1398 ساعت: 11:43
برچسب‌ها :

نویسنده : کتاب تاریخی

بازدید : 330